Christine Falkenland / ترجمه سهراب رحیمی
اشیا تیره می شوند: من نزدیک می شوم
گذاشته ام به دو نیمم کنند
تو نزد من نیستی
در عمق چاه
تنهایی ی تن من
آنکه من بودم با مُهر و موم و چفت و بست
در خواب , درها را به روی تو قفل می کنم
روزهای استراحت گسترده می شوند به صف
نمی توانم به این نقطه برگردم
این گریه هیچ طنابی را به تاب نمی اندازد
تنها می شکند، می شکند
آسمانی که می توانستی چشمانت را به سویش بدوزی
*
TINGEN mörknar: Jag närmar mig
jag har låtit mig klyvas
Du är inte hos mig
på botten av brunnen
Min kropps ensamhet
den jag var med inseglat obrutet
Idrömmen reglar jag dörrarna för dig
vilodagar sträcks ut på rad
till denna punkt kan jag inte återkomma
denna gråt sätter inga vävar i gungning
det bara brister, brister
himmel som man kunde rikta sina ögon mot
översättning till persiska: Sohrab Rahimi
****
در باره ی کریستین فالکن لند
کریستین فالکن لند در سال 1967 متولد شد. زندگی حرفه ای شاعری را در سال 1991 یعنی در بیست و چهارسالگی با چاپ اولین کتابش آغاز کرد و تاکنون ده مجموعه شعر و ده رمان به چاپ رسانده است. علاوه بر نویسندگی در بسیاری سخنرانی ها، شعر خوانی ها و برنامه های تلویزیونی شرکت فعال داشته و یکی از بزرگان شعر جوان سوئد به حساب می آید. او در شعرهایش سعی در به تصویر کشاندن سرگشتگی نسل خود دارد,نسلی که در جستجوی معنایی برای تنهایی و یافتن هویت گمشده است


Inga kommentarer:
Skicka en kommentar